محمد مهريار
311
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
سرشمارى عمومى ) جمعيت آن 295 تن بوده است و اينك به ناچار بيشتر است ، « 1 » چون كه ناحيت لنجان اصفهان بهطور عمومى از لحاظ كشاورزى ترقى بسيار كرده است و جمعيت آن زياد شده و اقتصادى شكوفا پيدا كرده است . در اين ديه مثل ساير ديههاى ناحيت لنجان و گركن اثر تاريخى وجود ندارد . بناها همه با خشت خام برآورده شده و با چوب پوشش يافته ، نااستوار و سست است و بر اثر گذشت زمان پايدار نمانده است و همه از بين رفته است . از اينكه بگذريم خاصهء ديگرى نيز از لحاظ معيشت و تكلم در ميان مردم وجود ندارد و اين نشان مىدهد كه كهنه و كهن نابود شده و از بين رفته است و فقط نشانى از قدمت در نام كلمه باقى است كه عمدهء مقصود ما نيز آن است . واژهشناسى : بادى امر آسان به نظر مىآيد كه جوشان از واژهء جوشيدن آمده باشد و صفت فاعلى از جوشيدن - جوشان و از كوشيدن - كوشان ، گرييدن - گريان و بسيارى امثلهء ديگر آمده باشد ؛ و هرچند واژهء جوشيدن با آب بىتناسب نيست و مىتوان فكر كرد كه جوشان يعنى محلى كه آب از آن مىجوشد ولى اين حقيقت امر نيست . بايد دانست كه جوشان از دو جزء « جوش » و « ان » تركيب شده است . جزء اوّل « جوش » نام فرشتهاى است در دين مزديسنا و در آنجا گئوش نام دارد و نگهبان چهارپايان است و نام چهاردهم هر ماه نيز مىباشد و در گئوش روز از دىماه جشنى برپا مىشده است به نام شيرسور كه در اين روز به قول بيرونى سير و شراب مىخوردند و براى دفع اهريمنان سبزيهاى ويژه با گوشت مىپختند . البته بيرونى آن را جوش مىخواند و پيداست كه گوش در تعريب جوش شده و الا اصل فارسى آن گوش است و جزء دوم « ان » علامت نسبت است و دو جزء بر روى هم يعنى ديه و محلى كه به فرشتهء گوش منسوب است . واژهء جوباره نيز در حقيقت همان گوشباره يا جوشباره است . « 2 » جوشقان Jo S eq n جوشقان ديهى بزرگ است كه برحسب سرشمارى سال 1345 جمعيت آن 541 نفر بوده
--> ( 1 ) - جمعيت جوشان در سال 1375 به 556 نفر رسيده است . ( 2 ) - ن . ك . به : تاريخ اصفهان از حافظ ابو نعيم ترجمهء همين نويسنده .